خبرنامه
در سایت ثبت نام رایگان نمایید، و مشترك خبرنامه‌ی ما گردید. در این صورت اخبار، رویدادها و خبرهای ویژه‌ی سايت را از طریق e-mail دریافت خواهید نمود.



خبرنامه‌های بایگانی‌شده


سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

سابقه‌ی سفارشات گذشته

تماس با ما


مجموعه مقالات یادگیری و تفکر پراگماتیک از طریق مهندسی مجدد کارکردهای ذهن (بخش 1)
امتیاز : 2 كاربر به این نوشته امتیاز داده‌اند. امتیاز متوسط5.0
نوشته شده توسط : admin, در روز دوشنبه 21/02/1394, در گروه " تفکر پراگماتیک "
بازدید : این نوشته تاكنون 15837 بار مشاهده شده است.
چكیده : نوشته‌ی اندی هانت - ترجمه‌ی:کبریا صبوری
با انتخاب و خواندن این مجموعه مقالات شما راهیِ سفری عجیب از میان علوم و تئوری¬های وابسته به کارکردهای ذهن و مغز و شناخت چگونگی تاثیر‌گذاری خود بر بهبود مهارت‌های تفکر و یادگیری، می‌شوید. اگر به عنوان یک برنامه‌نویس، مدیر و یا دانشمند دوست دارید با استفاده از روش طراحی مجدد عملکرد مغز خود به کارایی بیشتر در محیط کار خود برسید؛ و یا حتی اگر به این موضوع علاقه‌مندید، این مجموعه کمک بسیاری به شما خواهد کرد.

یادگیری و تفکر پراگماتیک از طریق مهندسی مجدد کارکردهای ذهن (بخش اول)

فصل اول- مقدمه

با انتخاب و خواندن این مجموعه مقالات شما راهیِ سفری عجیب از میان علوم و تئوری‌های وابسته به کارکردهای ذهن و مغز و شناخت چگونگی تاثیر‌گذاری خود بر بهبود مهارت‌های تفکر و یادگیری، می-شوید. اگر به عنوان یک برنامه‌نویس، مدیر و یا دانشمند دوست دارید با استفاده از روش طراحی مجدد عملکرد مغز خود به کارایی بیشتر در محیط کار خود برسید؛ و یا حتی اگر به این موضوع علاقه‌مندید، این مجموعه کمک بسیاری به شما خواهد کرد

از آن‌جایی که من یک برنامه‌نویس نرم‌افزار هستم، تمامی الفاظ و مثال‌های این مقالات در دنیای توسعه‌ی نرم‌افزار مطرح می‌شود. اما جایی برای نگرانی در صورت مشغول نبودن به این حرفه وجود ندارد، چرا که اگر چه برنامه‌نویس‌ها دلبستگی زیادی به عادت رمز نگاری دارند اما برنامه‌نویسی فقط کمی با نوشتن نرم‌افزار به زبان کد‌گذاری و محرمانه سر و کار دارد که ممکن است این حرفه را برای شما رمزآلود جلوه دهد.

برنامه‌نویسی یعنی حل مسئله و بنابراین نیاز به خلاقیت، ابتکار و ابداع دارد. بدون توجه به نوع شغلتان، ممکن است شما هم به حل خلاقانه‌ی مسائل نیاز داشته باشید. برای برنامه‌نویسان ترکیب اندیشه‌ی قوی و انعطاف‌پذیر انسانی با محدودیت‌های غیر قابل انعطاف یک کامپیوتر دیجیتال نشان‌دهنده‌ی قدرت و در عین حال ضعف هر دوی آن‌ها است. ممکن است این تصور وجود داشته باشد که توسعه‌ی نرم‌افزار یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر بوده است که پیچیدگی آن هر روزه توانایی‌های ما را محک می‌زند، اما بشر دستاوردهای بسیار بزرگتری با هزینه‌های بسیار گزاف مانند فرستادن سفینه‌های فضایی و یا تکنولوژی راکت‌ها را در کارنامه‌ی خود دارد. ما برنامه‌نویسی را بیش از اندازه‌ی واقعی سخت کرده‌ایم. به نظر می‌آید ما برخی از بنیادی‌ترین و ضروری‌ترین مهارت‌های یک توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار را به دلیل توسعه‌ی این صنعت در طول زمان، از دست داده‌ایم. این مجموعه تلاش دارد تا این مشکل را برطرف کند.

بر خلاف پیشرفت خیره‌کننده در زبان‌های برنامه‌نویسی، تکنیک‌ها و متدولوژی‌های پروژه و غیره، تعداد باگ‌های (اشکالات) نرم‌افزارها طی 40 سال گذشته تغییری نکرده است و می‌توان گفت حجم اشتباهات تقریبا ثابت مانده است . شاید این موضوع به خاطر تمرکز بیش‌ از حد ما بر روی اشتباهات باشد. علی‌رغم تغییرات بسیار و قابل مشاهده در تکنولوژی، انسان‌ها و برنامه‌نویس‌ها بدون تغییر مانده‌اند. این نکته قابل توجه است که نرم‌‌افزار در IDE و یا ابزارهای دیگر طراحی نمی‌شود بلکه در ذهن ما تصویر و خلق می-شود.

در زمان نوشتن یک نرم‌افزار بین تیم توسعه‌ی نرم‌افزار و سفارش‌دهنده‌ی آن، درباره‌ی ایده‌ها و مفاهیم زیادی بحث می‌شود. تا به‌حال سرمایه‌گذاری‌های بسیاری نیز در تکنولوژی‌های پایه، ابزار و متولوژی‌ها انجام‌ گرفته است. حالا دیگر نوبت حرکت رو به جلو است. بازنگری تعاملات درون گروهی و بین‌گروهی توسعه‌دهندگان نرم‌افزار و سفارش‌دهندگان و نگاهی دوباره به ساده‌انگاری در نحوه‌ی تفکر قدیمی کاملا ضروری به‌نظر می‌رسد. پروژه یک جزیره مهجور و بدون رابطه‌ با محیط اطراف نیست. در چنین فضایی هیچ پروژه‌ای شکل نمی‌گیرد و اجرایی نخواهد شد. فردریک بروکس[1] در کتاب برجسته‌ی خود به‌نام «هیچ راه حل سریع و قطعی وجود ندارد- ضروریات و اتفاقات در مهندسی نرم‌افزار» [2] ادعا می‌کند که یک محصول نرم‌افزاری در بطن ماتریسی از نرم‌افزارها، کاربران، قوانین و پلت‌فرم‌ها شکل می‌گیرد که تمامی این موارد به‌طور دائم در حال تغییر هستند و بی‌وقفه محصول نهایی را نیز با خود دچار دگرگونی می-کنند. مشاهدات بروکس ما را به گرداب اجتماع روانه می‌کند؛ در بین کلیه‌ی روابط پیچیده‌ای که بین گروه‌های اجتماعی درگیر در تولید و توسعه‌ی نرم‌افزار اعم از نیروهای قانونی، کاری و یا علاقه‌مندان و منتفعین از پروژه و هم‌چنین تغییرات مداوم ذکر شده وجود دارد، دو مهارت مدرن بسیار اهمیت دارند:

Agile Method


این اصطلاح اولین بار در جلسه‌ی مهمی که در سال 2001 به‌وسیله‌ی 17 رهبر بزرگ در زمینه‌ی توسعه نرم‌افزار برگزار شد، استفاد شد و پس ازآن رایج گردید. این رهبران بنیان‌گذاران متدولوژی‌های متفاوت توسعه نرم‌افزار از جمله XP، Scrum، Crystal و هم‌چنین برنامه‌نویسی پراگماتیک بودند. این روش با روش‌های قدیمیِ مبتنی بر برنامه، بسیار متفاوت است. بسیاری از این تفاوت‌ها در امتناع از قواعد صلب و رهایی از کهنگی و عدم کارایی برنامه‌ریزی در روش‌های قدیمی و حرکت به‌سوی سازگاری با بازخوردهای به‌موقع و سریع خلاصه می‌شوند. بسیاری از ایده‌ها و تمرین‌هایAgile با عادت‌های شناختی و روزمره‌ی ما سروکار دارند.

برخی پیشرفت‌ها در مهارت‌های ارتباطی به صنعت ما باز‌می‌گردد؛ Agile Methods تاکید ویژه‌ای بر روابط پیشرفته در بین اعضای گروه، تیم توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار و کاربران نهایی دارد. کتاب‌های پر مخاطبی مانند «روش‌های ذن: ایده‌های ساده در طراحی و انتقال» [3] به ناگهان فروش زیادی کردند و مردم بیشتری از اهمیت روابط ساده و موثر آگاه شدند و این می‌تواند یک شروع خوب باشد اما حالا نوبت به یادگیری و فکر کردن رسیده و این‌که کدام یک می‌تواند موقعیت سخت‌تری باشد.

برنامه‌نویس‌ها همواره در حال یادگیری هستند، این آموزش نه تنها مربوط به تکنولوژی‌های جدید می‌شود بلکه طیف گسترده‌ای از مشکلات نرم‌افزارها، نبض جامعه‌ی کاربران، عادت‌های عجیب و خاص هم‌گروهی‌هایشان، شرایط بسیار متغیر صنعت و همچنین ماهیت تغییرپذیر و توسعه‌یابنده‌ی پروژه در هنگام تولید را در برمی‌گیرد. این موارد باعث می‌شود که آن‌ها همواره در سیکل یادگیری، مرور و باز-یادگیری باشند و آن را در مشکلات جدید و قدیم هر روزه‌ی خود به‌کار برند.

صحبت کردن از مبانیِ موضوع مورد بحث ممکن است بسیار آسان به‌نظر بیاید، اما یادگیری، تفکر انتقادی، خلاقیت و ابداع و سایر مهارت‌های توسعه‌دهنده‌ی کارکردهای مغز به اراده و تلاش شما برمی‌گردد. در نهایت این شما هستید که باید یاد بگیرید. تصور غلطی رایج است که مسئولیت آموزش را به‌عهده‌ی آموزگار می‌گذارد؛ از یاد نبرید که شما وظیفه‌ی یادگیری را به‌عهده دارید.

1.1. دوباره با «پراگماتیک»

از اولین کتاب ما به نام «برنامه‌نویس پراگماتیک: از مبتدی تا استاد » تا سایر کتاب‌های منتشر شده‌ از ما در این باره، همواره یک دغدغه‌ی بزرگ داشته‌ایم: ضروری‌ترین موضوع در پراگماتیزم این است که کاری را انجام دهید که نتیجه‌ی درست، موثر و دلخواه را به‌دنبال داشته باشد. بنابراین قبل از شروع به یاد داشته باشید که افراد، متفاوت از یکدیگر هستند و اگرچه بیشتر مطالعاتی که از آن‌ها در این مقالات استفاده شده است در مورد طیف وسیعی از جمعیت صادق است، اما موارد متفاوتی نیز وجود دارد.

فقط ماهی‌های مرده با جریان آب، بی اراده به هرسو می‌روند.

در این مجموعه به گستره‌ی وسیعی از مطالعات، از شواهد علمی ثابت شده مانند نتایج اسکن ام آر آی از مغز تا مفاهیم انتزاعی در این زمینه پرداخته می‌شود. در هنگام صحبت از کارکردهای مغز دلایل ناشناخته و یا غیر قابل شناخت کم نیستند اما اگر روشی بدون دانستن دلیل آن موثر باشد، حتما پیشنهاد داده خواهد شد و امیدوارم که آن را امتحان کنید.

Wetware چیست؟

اصطلاحی جدید برای "مغز" است. ریشه شناسی لغت: wet + software
به سلول‌های مغز و یا نحوه‌ی تفکر انسان در قیاس و در تشابه با سیستم‌های کامپیوتری گفته می‌شود.

انسان در مدت عمر خود و همگام با رشد و سازگاری با محیط پیرامون مجبور به تغییر عادات و نحوه‌ی -تفکر خود است. هیچ چیزی در زندگی ایستا و بدون تغییر نیست؛ فقط ماهی‌های مرده با جریان آب، بی-اراده به هر سو می‌روند. در این مجموعه ایده‌ها و تکنیک‌های پراگماتیک با شما در میان گذاشته می‌شود، اما باقی راه با خودتان است.

1.2. "زمینه" را در نظر داشته باشید

در سراسر زمان مطالعه‌‌ی مقالات این موضوع را مورد نظر داشته باشید: همه چیز دردنیا در ارتباط با یکدیگر هستند و هر چیزی بخشی از یک سیستم و بخشی از یک زمینه‌ی بزرگ‌تر است: دنیای فیزیکی، سیستم‌های اجتماعی، منطق پایدار کامپیوترها و ...، به خاطر همین حقیقت است که چیزهای کوچک می‌توانند اثرات بزرگ و غیر قابل اجتنابی را تولید کنند و همین تاثیرات نامتجانس، وجه مشخصه‌ی سیستم‌های غیرخطی است. دنیای واقعی به طرز آشکاری غیرخطی است در حالی که اغلب بسیار کم به این موضوع توجه می‌کنیم.

هنگامی که قصد بلند کردن چیزی را می‌کنیم، با این حقیقت روبرو می‌شویم که آن، به همه چیز در این دنیا متصل است. [4]

در طول تمرین‌ها، ممکن است شما با فعالیت‌هایی که از نظرتان مبهم و یا نامرتبط است مواجه شوید مانند اینکه به موضوعی فکر کنید به‌جای اینکه آن را به‌زبان بیاورید و یا جمله‌ای را روی کاغذ بنویسید به‌جای‌این‌که آن را در کامپیوتر تایپ کنید و ممکن است از نظر شما بین این روش‌ها تفاوتی وجود نداشته نباشد اما به این نکته توجه کنید که مسیر پردازش این فعالیت‌ها در مغز بسیار متفاوت است که این تفاوت بسیار، بر نحوه‌ی فکر کردن شما به این موارد تاثیر می‌گذارد. فکر شما، جدای از سایر مکانیزم-های مغز و یا اعضای بدنتان نیست؛ همه چیز به هم متصل است. این مورد تنها یک مثال از اهمیت فکر کردن راجع به سیستم‌هایی با اثرات داخلی و متقابل است.

پیتر سنگه [5]در کتاب «پنجمین فرمان: تکنیک سازمان‌های یادگیرنده»[6] مفهوم تفکر سیستمی را به عنوان شیوه‌ای متفاوت برای مشاهده‌ی دنیای پیرامون مطرح می‌کند. در تفکر سیستمی هر شی به عنوان نقطه‌ی اتصال چندین سیستم دیده می‌شود و در فضایی که از تاثیرات متقابل سیستم‌ها به‌وجود می‌آید بررسی می‌شود نه به‌عنوان شی‌ای مجزا و بدون در نظر گرفتن شرایط و عوامل موثر بر آن. برای مثال یک درخت به عنوان موجودی واحد که بر روی زمین قرار گرفته و دیده می‌شود، بررسی نمی‌شود بلکه به-عنوان نقطه‌ی اتصال دو سیستم بزرگ که یکی چرخه‌ی برگ‌ها و هوا و دیگری چرخه‌ی ریشه‌ها و زمین هستند، تحلیل می‌شود.

note

همواره زمینه را در نظر داشته باشید.

این نکته‌ی بسیار مهم را در تمام مکان‌هایی که رفت و آمد زیادی دارید و به‌خصوص دسکتاپ کامپیوترتان نصب کنید، ما دوباره به آن بازخواهیم گشت.

1.3. پراگماتیزم، دغدغه‌ای عمومی

هنگامی که بررسی‌های اولیه برای نوشتن این مقالات شروع شد، نکته‌ای قابل توجه وجود داشت و آن عمومی بودن این موضوع در میان مردم در مباحث گوناگون و متفاوتی شامل موارد زیر بود:

  • MBA و آموزش‌های اجرایی
  • مطالعات علوم شناختی
  • تئوری‌های یادگیری
  • پرستاری، مراقبت سلامت، هوانوردی و سایر مشاغل و صنایع
  • تمرین‌های یوگا و مدیتیشن
  • برنامه‌نویسی، انتزاع مفهوم و حل مسئله
  • مطالعات و تحقیقات هوش مصنوعی

شما می‌توانید موضوع‌های بی‌شماری را در حیطه‌های بسیار متفاوت پیدا کنید که دارای ایده‌های مشابهی در رابطه با پراگماتیزم هستند. این گفته می‌تواند نشان‌دهنده‌ی یک ایده‌ی بنیادی و مشترک پنهان شده در پشت تمامی این موضوعات متفاوت باشد. امروزه یوگا و تکنیک‌های فکری دیگر به محبوبیت روزافزونی در بین مردم رسیده است، بدون این‌که این محبوبیت دلایل واضح و مشخصی داشته باشد. در یکی از مجلات داخل هواپیما در اکتبر 2005 متوجه مقاله‌ای با تیتر پرافتخار « ارائه‌ی یوگا و مدیتیشن به‌عنوان عوامل کاهنده‌ی هزینه‌‌های رو به رشد سلامت در جنگ» شدم که شاهدی است بر این ادعا. کمپانی‌های بزرگ معمولا ایده‌های جدید و مبهم را با آغوشی باز پذیرا نیستند اما افزایش سریع و ناگهانی هزینه‌های سلامت آن‌ها را به امتحان کردن راه‌هایی که ممکن است مفید باشد وادار می‌کند. در حقیقت آن‌ها به تحقیقاتی که افزایش اهمیت سلامت عمومی در بین عمل‌کنندگان به شیوه‌های یوگا و مدیتیشن را ثابت می‌کند اعتقاد دارند و این دلیلِ آن‌ها برای توجه به این حوزه است. ما بیشتر به مباحث مرتبط با ادراک و شناخت پرداخته‌ایم. در عین حال افزایش سلامت عمومی از فواید جانبی آن را نیز مد نظر داریم.

همچنین در سال‌های اخیر تعدادی از دروس MBA و مدیریت اجرایی تاکید بسیاری بر تکنیک‌های تفکر و خلاقیت دارند، اما این آموزش‌ها هنوز عمومی نیستند و در این مقالات سعی بر این است که تمامی این تکنیک‌ها نیز پوشش داده شود.

1.4. مقصد نهایی

هر سفری با یک نقشه آغاز می‌شود و نقشه‌ی سفر این مجموعه نیز در ابتدای مقدمه آورده شده است. اگر چه مباحث با ترتیبی خطی در سراسر مقالات آراسته شده است اما همان‌طور که از نقشه پیداست، تمامی موضوعات با یکدیگر در تعامل و ارتباط دوسویه و چند سویه هستند و امید است تا این راهنما شما را در درک بهتر این روابط یاری رساند.

سفری برای مبتدی‌ها تا حرفه‌ای شدن

در بخش اول مجموعه با نحوه‌ی کارکرد مغز با بیان مدل معروف کسب مهارت دریفوس [7] آشنا می‌شوید. این مدل روش موثری را برای ارتقای عملکرد در یک مهارت تا سطح حرفه‌ای پیشنهاد می‌کند. در بخش اول با مدل مذکور و به‌خصوص نکته‌ی کلیدی آن (مهار کردن و به‌کارگیری تجربیات، آموخته‌ها و شهود خود) آشنا خواهید شد.

مغز شما ابزار شما است.

همواره به‌خاطر داشته باشید که مغز شما مهم‌ترین ابزار در توسعه‌ی نرم‌افزار است. در این بخش شما با برخی از اصول پایه در علومِ شناختی و نورون‌شناسی که در ارتباط با علاقه‌مندی‌های ما به‌عنوان توسعه-دهندگان نرم‌افزار است، آشنا خواهید شد. یکی از این موارد، مدلی از مغز است که شباهت بسیاری به کامپیوتری با دو ریزپردازنده و "طراحیِ باس اشتراکی" [8] دارد و این که چگونه کاری شبیه به یک جراحی کوچک بر روی مغز انجام دهید.

نقطه‌ی شروع کجاست؟

فهم درست و واقعی از کارکرد مغز به پیدا کردن راه‌هایی برای استفاده‌ی موثر از برخی ابعاد تفکر که معمولا به آن‌ها توجهی نمی‌شود رهنمون خواهد شد که در نهایت با افزایش خلاقیت و توانایی حل مساله همراه خواهد بود.

همچنین به خاستگاه شهود نیز نگاهی خواهیم انداخت. شهود که مشخصه بارز یک حرفه‌ای است، شبیه به یک موجود نیرنگ‌باز به‌نظر می‌رسد که شما به آن احتیاج داشته و اعتماد می‌کنید اما همچنین شما یکسره در جنگ با استفاده‌ی مداوم از آن هستید بدون آن‌که علت دقیق آن را بدانید. شما همواره به شهود خود و دیگران مشکوک بوده و به اشتباه فکر می‌کنید که اعتباری ندارد. در این بخش خواهیم دید که چگونه با این موضوع برخورد کنیم و سلطنت بی‌رقیب شهود را به او برگردانیم.

مغزتان را دیباگ (اشکال‌زدایی) کنید.

شهود به غیر از مواردی که اشتباه عمل می‌کند، یک مهارت بسیار جالب است. در نحوه‌ی تفکر بشر باگ-های (اشکال) شناخته شده‌ی زیادی وجود دارند. انسان‌ها در درک خود از پیرامونشان از یکدیگر متمایز هستند و در این زمینه سوگیری‌های متفاوتی دارند که ناشی از زمان به‌دنیا آمدن، گروه همسالان، شخصیت خاص هر فرد و حتی وضعیت جسمانی آن‌ها است.

این باگ‌های شناخته شده باعث سردرگمی شما در هنگام قضاوت می‌شوند و نهایتا شما را به تصمیم‌های اشتباه و گاه فاجعه بار سوق می‌دهند. شناخت این باگ‌ها اولین قدم در راه کاهش آن‌ها است.

آگاهانه بیاموزید.

زمانی که با نحوه‌ی کارکرد مغز آشنا شدید ما شما را با چگونگی بهره‌بردن از این سیستم آشنا خواهیم کرد. توجه داشته باشید که مقصود از یادگیری، گستره‌ی زیادی از یادگیری تکنولوژی‌های جدید، زبان‌های برنامه‌نویسی متفاوت تا فراگیری پویایی تیمی که در آن هستید و مشخصه‌های نرم‌افزاری که مشغول توسعه‌ی آن هستید را شامل می‌شود. به زبان ساده‌تر شما حتی لحظه‌ای از یادگیری غافل نیستید. در این‌جا شما با تکنیک‌های مشخصی برای ارتقای نحوه‌ی یادگیری خود آشنا می‌شوید. تکنیک‌های برنامه-ریزی، نقشه‌های ذهنی ، یک تکنیک خواندن به نام SQ3R و اهمیت نوشتن و درس دادن از مواردی هستند که به آن‌ها پرداخته می‌شود. زمانی که به این تکنیک‌ها مجهز شوید، اطلاعات جدید را سریع‌تر و ساده‌تر یاد گرفته و به خاطر می‌سپرید و بینش بسیار بهتری نسبت به این موارد پیدا خواهید کرد.

تجربه به‌دست بیاورید.

تجربه باعث کارآمد شدن هر چه بیشتر یادگیری شما خواهد شد به‌خصوص زمانی که آگاهانه صورت پذیرد. به یاد داشته باشید اصرار بیش از حد بر روی کسب تجربه همان قدر می‌تواند بی فایده باشد که کوشش بی‌نتیجه برای یادگیری از همان روش‌های قدیمی ناکارآمد. در این بخش نگاهی به چگونگی خلق یک فضای یادگیری موثر و چگونگی کسب تجربه‌های مجازی ذهنی خواهیم انداخت.

تمرکزتان را مدیریت کنید.

مدیریت کردن توجه و تمرکز گام بعدیِ بسیار مهم در سفر شما است. در این بخش شما با نکته‌‌ها و فوت و فن‌هایی آشنا خواهید شد که شما را در مدیریت دانش، اطلاعات و بینش مورد نیاز برای کسب تجربه و یادگیری یاری می‌کنند. هم‌چنین با نحوه‌ی بهینه‌سازی وضعیت فعلی و مدیریت بهتر عوامل مزاحم یادگیری آشنا می‌شوید و خواهید دید که چرا این عوامل مزاحم، روند آموزش را مختل می‌کنند. خواهید دید که چرا به تمرکز زدایی جهت تمرکز بیشتر بر روی مدیریت دانش کنونی‌تان در یک روش هدفمند احتیاج دارید.

فراسوی تخصص

در آخر نگاهی خواهیم داشت به این موضوع که چرا تغییر سخت تر از آن‌چه که به نظر می‌آید اتفاق می‌افتد و پیشنهادهایی عملی در ارتباط با شروعِ تغییر، ارائه خواهد شد.

note

قدم‌های بعدی

در سراسر مجموعه مقاله‌ها بخش‌هایی با عنوان قدم‌های بعدی، با هدف پشتیبانی از اجرای بهتر قسمت-های مختلف ارائه می‌شود. این موارد شامل تمرین‌هایی برای انجام، تجربه‌هایی برای امتحان کردن و یا عاداتی برای تمرین و شروع است. قدم‌های بعدی به شکل چک‌لیست‌هایی است که در زیر مثالی از آن را می‌بینید و می‌توانید هر کدام را که انجام دادید تیک بزنید.

  • نگاهی دقیق تر به پروژه‌ی جاری خود بیندازید. آیا می‌توانید سیستم‌های متفاوت درگیر در آن را مشخص کنید؟ این سیستم‌ها با چه قسمت‌هایی از پروژه‌ در ازتباط هستند؟ آیا این نقاط ارتباط به مشکلاتی که شما در حال حاضر می‌بینید و با آن مواجه هستید در ارتباطند؟
  • سه موردی را پیدا کنید که ارتباطی به پروژه ندارند اما در آینده‌ی پروژه مشکل‌ساز خواهند شد.
  • یادداشتی را با مضمون "همواره زمینه را در نظر داشته باشید" نزدیک مانیتور خود بگذارید.

درباره نمودارها


نمودارهای این کتاب با شکل معمول نمودارهایی که تا‌به‌حال دیده‌اید که با نرم-افزارهای گرافیکی تهیه می‌شوند بسیار متفاوت است و با دست کشیده شده است و این موضوع کاملا هدفمند است.

با الهام از کتاب الکترونیکی Back-of-the-napkin design documents نوشته‌ی Forrest M. Mims که مطلوب توسعه‌دهندگان نرم‌افزار با روش چالاکی (Agile) است، نمودارهایی که با دست کشیده می‌شوند امکاناتی منحصربه‌فرد فراهم می‌کنند که در آینده دلیل آن را خواهیم دید.

مطالب مرتبط:


[1] Frederick Brooks.

[2] No Silver Bullet- Essence and Accident in Software

[3] The Pragmatic Programmer: From journeyman to Master

[4] John Muir,1911, My First Summer in the Sierra

[5]Peter Senge

[6]The Fifth Discipline: The Art and Practice of the Learning Organization

[7]Dreyfus

[8]Shared-bus Design


شما چه امتیازی به این نوشته می‌دهید؟

بازخورد بازدیدكنندگان
نوشته شده توسط maryam در روز یك‌شنبه 10/03/1394 09:20:34
عالی بود...امیدوارم بیشتر از این دست مطالب منتشر کنید

برای این نوشته كامنت بگذارید.
نام :
e-mail:
كامنت :


صفحه اصلی
نوشته‌ها
فلش‌كارت‌ها
فروشگاه
انجمن‌گفتگو
تماس با ما
© 1390 - 1384 شركت فن‌آوران اطلاعات و ارتباطات روزآمد، تمامی حقوق محفوظ است.