تصور كنيد با جمعي از دوستانتان در باره آخرين فيلم اكران شده صحبت مي كنيد .يكي ار آنها از شما مي پرسد كه چه كسي در فيلم بازي كرده است.
شما چهره, فيلمي را كه سال قبل بازي كرده , حتي حرف اول نام او را به ياد مي آوريد اما نامش را به طور كامل فراموش كرده ايد.
اين تجربه به نام فراموشي نوك زباني مشهور است.هرچه بيشتر تلاش كنيد به خاطر بياوريد كمتر موفق خواهيد شد.
يكي از شگفت انگيز ترين مسايل درباره ي فراموشي نوك زباني اين است كه اثبات ميكند چه طور ما گاهي ميدانيم كه ميدانيم بدون اينكه واقعا آن را به خاطر بيا وريم.اين همان چيزيست كه روان شناسان به آنmetacognition مي گويند.كه نشان ميدهد چه طور ما حتي هنگامي كه حافظه ياريمان نمي كند به تلاش ادامه مي دهيم.
پژوهش ها نشان مي دهد كه فراموشي نوك زباني به طور متوسط هفته اي يك بار رخ مي دهد و همچنان كه پير تر مي شويم به اين تعداد افزوده مي شود.
پژوهش هايي ديگري نيز انجام شده كه تمركز آن بر روي شرايط مناسب ياد آوري و پيدا كردن روش هايي براي جلو گيري از اين گونه فراموشي هاست.
روش كار
وقتي انسان ها دچار فراموشي نوك زباني مي شوند روي يك دسته اطلاعات مربوط به هم كه مي توانند به ياد آورند تمركز مي كنند با اين اميد كه مطلب فراموش شده فرار را به وسيله با لا بردن ميزان اطلاعات ياد آوري شده باز يابند.روش مناسب براي بازيابي اين است كه هر مقدار مي توانيم اطلاعات مرتبط با موضوع فراموش شده را به ياد بياوريم. بدون توجه به اينكه اين دو مطلب چقدر به هم مربوط مي شوند.
مثلا در مورد شرايطي كه قبلا مثال زدم شما ممكن است شما جزئيات صحنه هاي فيلم ديگري را كه شخص مورد تظر در آن بازي كرده يا حتي شرايطي راكه خودتان در آن مشغول ديدن فيلم بوديد و كسي را كه با او به تماشاي فيلم رفته بوديد به خاطر بياوريد.يا حتي تلاش كنيد به ياد بياوريد كه چه موسيقي روي فيلم استفاده شده بود يا شخصيت هنرپيشه برادر يا خواهري داشته يا حتي اينكه دوست شما درباره ي بازي او چه نظري داده.
در ضمن اگر بتوانيد جنبه هايي از نام او(مثلا تعداد سيلاب هي اسمش يا صداهاي موجود در آن اسم)را به يادبياوريد انگاه خواهيد توانست واژه ها ي نزيك به ان را نيز به ياد بياوريد بدون اين ملاحظه كه از لحاظ معني چقدر به واژه مورد نظر نزديك هستند.
همچنان كه با اين روش پيش مي رويد يكي از سر نخ خا به شما كمك خواهد كرد تا مطلب مور نظر را به ياد بياوريد.اگر افراد ديگري هم باشند كه سرنخ هايي ارائه بدهند چه بهتر زيرا شانس شمارا در ياد آوري افزايش مي دهد.
همچنين براي يادآوري مكان وسايلي كه گم كرده ايد نيز مي توانيد از اين روش استفاده كنيد.
گمان مي رود حافظه بسيار زياد به مجموعه اي از مفاهيم ذهني متكي باشد.راه حلي كه اين جا ارائه شد از براي بازيابي مطالبي كه بياد آوردن آنها مشكل است اما براي قسمت هشيار ذهن قابل دسترس تر هستند به وسيله بازيابي هرچه بيشتر مفاهيمي كه به نوعي با مطلوب در ارتباط هستند از همين قابليت ذهن ما سود مي جويد.
يكي از مفاهيم كليدي در روانشناسي مفهوم priming است.كه بر اساس آن انديشيدن به يك مطلب دسترسي براي مطالب مرتبط با ان را براي ذهن سهل تر مي سازد.براي مثال اگر شما با واژه شام مواجه شويد ياداوري كلماتبي مثل قاشق يا سبزيجات بسي سهل تر از يادآوري واژه كاغذ يا هواپيما خواهد بود.
به وسيله ي انديشيدن به مفاهيم مرتبط بيشتر شما دامنه فعاليت ان بخش از حافظه را كه موضوع مورد نظر مربوط مي شود بيشتر مي كند.
روانشناسي به نام اندل تولوينگ نظريه اي دارد به نام اصل كد گذاري معين.بر اين اساس ياد آوري موفق بستگي به ميزان ارتباط مطلب مورد نظر و شرايطي است كه اولين بار با آن بر خورد داشته ايم و همين طور شرايطي كه تلاش مي كنيم در ان چيزي را به خاطر بياوريم.
تكنيك گفته شده به شما كمك خواهد كرد تا زمينه مورد نظر براي ياد اوري اطلاعات را افزايش داده و عمل باز يابي را آسان سازيد
به ياد آوري حقايق مربوط فقط بخشي از اين روند است.پژوهشها نشان مي دهد كه خواندن شنيدن و يا حتي فكر كردن به واژه هايي كه از لحاظ صوت همسان هستند ما را در غلبه بر اين مشكل ياري مي كند.
پژوهش ها نشان مي دهد كه معاني كلمات و ساختار آنها دو مقوله متفاوت است كه جدا گانه ذخيره مي شوند.
گاهي ساختار واژه به طور ناقص باز يابي مي شود, مثلا سيلاب اول ان بدون ياد اوري معني يا هيچ چيز ديگري.روش priming به شما كمك مي كند نه تنها از لحاظ معني بلكه ساختار كامل كلمات را نيز فارق از مفهوم آنها با انديشيدن به واژه هاي مشابه به خاطر آوريد.